راز مادر سکسی پنهان می ماند تا چشمان کنجکاو پسر به او خیره میشود. شهوت غیرقابل کنترلی آغاز میشود. او به فکر فرو میرود که با چه حیله ای مادرش را به سمت خود بکشد. هر لحظه اشتیاقش افزایش میابد. یک شب هنگامی که تنها بودند جرقه ای زده میشود. لحظه ای کاملا غیرمنتظره رخ میدهد. او با عشوه ای دعوت به گناهی جنون آمیز میکند که پسر را به سوی ممنوعیت می کشاند. هیچ روحی قادر نبود تصور کند چه اتفاقی افتاده است. نوازش های محرمانه بدنشان را به آتش می کشد. مرزها نابود میگردند. داستان سکسی آنها از اینجا شروع میشود. هیچ بازگشتی باقی نمانده است. عکس های شرم آور مادر و پسر در شهر میپیچد. فاجعه به وقوع میپیوندد. لحظات داغ این دو عاشق همه را شگفت زده میسازد. هیچ کس باورش نمیشود. این زن در حال جنون ناله میکند. فریاد او همه جا را احاطه میکند. جوان با جسارت کارش را انجام میدهد. او را به اوج لذت میرساند. حقیقت تلخ برملا میشود. نتایج این گناه سخت خواهد بود. بازی کودکانه تبدیل به رابطه ای واقعی میشود. مرز بین خنده و جدی محو میگردد. شرمساری این زوج را فرا میگیرد. این دیگر تنها یک حکایت نیست. پسر خجالتی و مادر جذابش به داستانی وارد میگردند. هیچ چشمی باورش نمیشود. فصل شکار برای این دو کلید خورده بود. این زن یک شکار نزدیک نبود. لی دربی در تنهایی خود در پی لذتی ممنوع است. او یک رویا جسورانه دارد. مادرخوانده تشنه آغوش و توجه پسر جوان میگردد. نیاز او را فرا میگیرد. زن شرقی با پسرش درگیر رابطه ممنوعه میشود. داستانی دلخراش آغاز میگردد. خواسته های سرکوب شده این دو به اوج میرسد. لذتی عمیق و پایدار. این بازی به اوج خود نزدیک میشود. نتایج وحشتناک به سراغشان می آید. زن جوان دختر جوان را با دوست پسرش دستگیر میکند. خانه پر از رازهای ناگفته میگردد.